وبلاگicon
از هر گلشنی ؛ گلی - مطالب ابر پول
 
از هر گلشنی ؛ گلی
♛طفیل هستی عشقندآدمی و پری**ارادتی بنما تاسعادتی ببری (حافظ)♛
درباره وبلاگ


تو ای پری کجــــایی؟

من،پری کوچک غمگینی را،

می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد؛

و دلش را در یک نی لبک چوبین،

می نوازد آرام آرام.

پری کوچک غمگینی،

که شب از یک بوسه می میرد،

و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.

"فروغ فرخزاد"

مدیر وبلاگ : پریچهر
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
شما از کدام رده ی سنی هستید؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 29 دی 1390 :: نویسنده : پریچهر

 

یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی با خط درشت

نوشته بود : شما در این مکان غذا میل بفرمایید ، ما پول آن را از

 
نوه شما دریافت خواهیم کرد !!! راننده ای با خواندن این تابلو

اتومبیلش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلی سفارش داد

و نوش جان کرد ! بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت که

بیرون برود ، ولی دید که خدمتگزار با صورتحسابی بلند بالا

جلویش سبز شده است !!!

با تعجب گفت : مگر شما ننوشته اید که پول غذا را از نوه من

 
خواهید گرفت ؟

خدمتگزار با لبخند جواب داد : چرا قربان ، ما پول غذای امروز

 
شما را از نوه تان خواهیم گرفت ، ولی این صورتحساب مال

مرحوم پدربزرگ شماست !!!

 





نوع مطلب : داستان طنز سری1، 
برچسب ها : داستان، داستان طنز، غذاخوری، پول، اتومبیل، پدربزرگ،