|
از هر گلشنی ؛ گلی ♛طفیل هستی عشقندآدمی و پری**ارادتی بنما تاسعادتی ببری (حافظ)♛ درباره وبلاگ ![]() تو ای پری کجــــایی؟ من،پری کوچک غمگینی را، می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد؛ و دلش را در یک نی لبک چوبین، می نوازد آرام آرام. پری کوچک غمگینی، که شب از یک بوسه می میرد، و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد. "فروغ فرخزاد" مدیر وبلاگ : پریچهر مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ
پیوندها
نویسندگان صفحات جانبی آمار وبلاگ
سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : پریچهر
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولى دل به پاییز نسپرده ایم چو گلدان خالى لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود، ما دیده ایم اگر خون دل بود، ما خورده ایم اگر دل دلیل است، آورده ایم اگر داغ شرط است، ما برده ایم اگر دشنه دشمنان، گردنیم اگر خنجر دوستان، گرده ایم گواهى بخواهید، اینک گواه همین زخم هایى که نشمرده ایم! دلى سر بلند و سرى سر به زیر از این دست عمرى به سر برده ایم قیصر امین پور
نوع مطلب : شعر، برچسب ها : شعر، شعرزیبا، قیصرامین پور، شعرقیصرامین پور، پاییز، دل، داغ دل، افتادن برگی بر آب ، مرا به یاد گریه انداخت ... ! اشکهایم چون برگ سبک بود ... اما... ! ای کاش بر دلی به پاکیه آن آب می نشست ... کیهان حکمت شعار
نوع مطلب : شعر، برچسب ها : كیهان حكمت شعار، برگ، افتادن، افتادن برگ، اشكهایم، اشك، دل، گریه، آب، با خود آرام زمزمه می کردم دلم تنگ است رهگذری پرسید: دل تنگی برای چیست؟ در پاسخ گفتم: وشاید هم برای لبخندی کوچک… دلم برای یار دیرینه ام باران تنگ است برای قطره ای محبت وشاید هم ذره ای نفرت تنگ است دنیا را خواهم گشت، شاید راست گویی پیدا شود… آری دلم برای صداقت تنگ است اما دریغ که صداقت خیالی بیش نیست دلتنگ گریه کردن هستم سالهاست که گریه نکرده ام به یاد می آرم زمانی راکه انقدر اشک ریختم تا چشمه چشمانم خشک شد حال از فرط ناراحتی می خندم وخنده ام چه غم آلود است…چه زهرآگین است رهگذر در همان حال پرسید : پس دلتنگ چه نیستی ؟! گفتم دلم پر از تنهاییست لبخندی زد و از گوشه چشمش اشکی آویخت و آرام رفت .. آری او رفت اما تمام دلتنگی هایم را نیز با خود برد و تنها یادگارش همان لبخندی بود که سالها در انتظارش بودم…
نوع مطلب : شعر، برچسب ها : دل تنگی، دل، رهگذر، گریه، اشک، شعر زیبا، شعر، لبخندی، یکشنبه 8 آبان 1390 :: نویسنده : پریچهر
گاهی مرا صدا بزن ،حالا به هر بهانه ای
بگذار عادتت شود ،دل را تو صاحب خانه ای
وقتی صدایم می کنی، پرواکن از فرزانگی بیتاب شو مانند من ،گویی تو هم دیوانه ای... نوع مطلب : شعر، برچسب ها : گاهی مرا صدا بزن، صدا، دل، صاحب خانه، صدایم میکنی، عادت، |
||